آزادسازی رودخانه گنجنامه از ماه آینده شروع میشود

هنگام حرکت لشکر، تلگرافی از امامقلیخانرستم، بعضی کدخداهای ممسنی و حججالاسلام واصل شد مبنی بر اینکه ما مطیع دولتیم و مالیات مرسوم خود را دادهام و میدهیم و بیجهت توپ و نظام دولت را بر سر خانههای ما میآورند و با ما مقابله میکنند. اوژن فلاندن مینویسد: «تفنگچیان ایل ممسنی که پیوسته در مسیرهای کازرون به شاپور بر تعدادشان اضافه میشد، امنیت ما را تأمین کردند» (فلاندن، 1383: 343). در زمان جلوس محمدشاه قاجار، معتمدالدوله، غلام گرجیتبار دربار فتحعلیشاه، به شیراز حمله کرد و شاهزادگان، یعنی تیمورمیرزا و رضاقلیمیرزا و شجاعالسلطنه، با خانوادههای خود در محاصره قرار گرفتند.

سران قشقایی برای نشاندادن قدرت خود و ترس انگلیسیها از اتحاد ایلات، به منظور تأمین منافع خود، گهگاه سیاست اتحاد با ایل ممسنی را در پیش میگرفتند. به طوریکه دماوند استوار و با صلابت که همچون مشعلی پر فروغ و جاودانه، بر فراز آسمانِ ایران ایستاده است را به خوبی نمایان نموده، دماوندی که مانندِ آرش دلاور در دفاع از مرز این سرزمین اهورایی خود، با تمامِ جان خود در این راه فداکاری نمودهاست.

در سفرنامۀ رضا قلی میرزا این مطلب بهوضوح دیده میشود: «عقیدۀ ولیخان درمورد حمله به شیراز علیه معتمدالدوله این بود که نامههایی از سوی شاهزادگان به میرزامنصورخان طباطبایی حکومت بهبهان و کهگیلویه و سران عشایر آن سامان نوشته شود و آنها را به کمک بخواهند و به اتفاق طوایف ممسنی و دشتی و دشتستانی به شیراز حمله نموده، فرمانفرما را از شیراز آزاد نمایند و اگر در اثر وجود سپاهیان عراق و آذربایجان توفیقی به دست نیامده، لااقل دستبردی به شهر شیراز زده و ضرب شستی نشان دهند. اگر این طوایف فرصتی و موقعیتی به دست آورند، برای رویکارآمدن حاکم لر یا لک دیگری در فارس لحظهای درنگ نخواهند کرد».

در همان ماه، محمدعلیخان با طایفۀ جاوید درگیر شد و در ادامه، برای سرکوب سارقان بکش و دیگر طوایف ممسنی به مناطق آنها عزیمت کرد و با توپ، قلعههای آنها را ویران کرد (نصیری، 1384: 84؛ بیات، 1372: 7). درحقیقت، طوایف ممسنی به حکومت قاجار و حضور انگلیس و منافع آنها در مناطق جنوبی معترض بودند و همچنین، با مصالح سران قشقایی و ارتباط آنها با انگلیسیها، در راستای تأمین سود و نفوذ و سلطۀ انگلیسیها، مخالف بودند؛ پس به این علت، به سرقت کاروانهای تجاری انگلیسی و قاجارها اقدام میکردند.

سران قشقایی نیز به حمایت از انگلیسیها، به طوایف ممسنی حمله میکردند. آیتالله سیدمحمد ابطحی فهلیانی که تنها روحانی بانفوذ مناطق ممسنی و رستم بود، با حکم جهاد علیه انگلیسیها، عشایر چهارگانۀ ممسنی را علیه قشون نظامی بریتانیا ترغیب و تشویق کرد. فن میکوش در این باره میگوید: «مستر جیک، نایب کنسول بریتانیا در بوشهر، تجار فارس را در اتاق تجارت جمع و متحد میکرد و بهخوبی که چه کند آنها به میل و ارادۀ او قافلههایشان را از راه بوشهرشیراز یا مسیر تنگستان، اهرم، فراشبند، شیراز بفرستد. بنابراین باید گفت مسیر شاهی بوشهرشیراز دائمی نبود و رقابت میان خوانین مناطق بر سر کسب منافع حاصل از راهداری، گاهی مسیر راه شاهی را نیز تغییر میداد.

کنش و واکنش تمام مناطقی که در این خطوط مواصلاتی قرار گرفته بودند، حلقهای از روابط سیاسی و اجتماعی و اقتصادی را به وجود آورده بود که حیات منطقه و تداوم قدرت اتحادیۀ جنوب را به هم تنیده بود؛ به طوری که مناطق مستقر بر این راههای مهم، از نظر فرهنگی و سیاسی و اقتصادی، بازار مشترکالمنافعی را ایجاد کرده بودند که بهشدت از یکدیگر متأثر بودند؛ پس نبود انسجام یا عملکرد فریبدهنده در هر منطقه، دیگر مناطق جنوب را در بحران شدیدی قرار میداد که حاصلی جز ویرانی سازوکارهای فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی این مناطق نداشت. این رودخانه پس از گذشتن از قازانقایه تا دشتهای ساحلی دریای خزر به نام اترک سفلی معروف است که مساحت حوضه این قسمت حدود ۸۵۹۷ کیلومتر مربع میباشد، که درچات نیز رودخانه سومبار ترکمنستان به آن میپیوندد.

کودکیات شده آبنباتی که با تمام وجودد چشیدن آن را میخواهی و روزگار شده مادری که آن را در بالاترین گنجه آشپزخانه مخفی میکند. بلافاصله قوامالسلطنه از معینالتجار بوشهری خواست بهسرعت نمایندهای در شیراز تعیین و معرفی کند که غائلۀ ممسنی هرچه سریعتر تمام شود (سند شمارۀ13). دلت رو بزن به طبیعت و برو کنار یه رودخونه، آبتنی کن و بذار با این آب تمام ناراحتیات بذارن و برن. اقامتگاه بوم گردی حاج محمد در باغ رستورانی به مساحت 5700 متر با مجموع 6 کلبه چوبی و دو اتاق کاهگلی و یک سوییت گچی در منطقه ای کوهستانی-جنگلی در کنار رودخانه هبله رود در فیروزکوه استان تهران واقع شده است.

حوزه آبریز جاجرود از شمال به حوزه آبریز رودخانه لار، از جنوب به دشت ورامین و رودخانه شور و از شرق به حوزه آبریز حبله رود و از غرب به حوزه های تهران ورودخانه کرج محدود می گردد. برای رسیدن به لیقوان، باید جادهی ارتباطی تبریز – لیقوان را که از دروازه تهران تبریز شروع میشود در پیش بگیرید. در مذاکراتی که بین طرفین صورت گرفت، امامقلیخان شرط دخالتنکردن در شاحسنی را نپذیرفت و معینالتجار بوشهری این اقدام خان را نافی انتظامات و اصلاح در ممسنی دانست (سند شمارۀ11).

در مسیر این رود طولانی، بناهای تاریخی و جاذبههای بسیاری وجود دارد که بر اهمیت دانوب میافزاید و سالانه گردشگران بسیاری را به کشورهای اتریش، اسلواکی، صربستان و مجارستان جذب میکند. مکتبی نیز وجود داشته به نام مکتب قزوین که امروزه فراموش شده است. برخلاف دیگر رودخانه های این لیست، رود پارانا رنگ آبی نیلگون زیبایی دارد و در اصل نام پارانا به معنای “مانند دریا” و یا “به عظمت دریا” می باشد.

هنگامی که مرزهای سیاسی و جغرافیایی دو کشور در زمان حکومت تزارها در روسیه تثبیت نشده بود و ترکمنهای دو سوی مرز زندگی کوچ نشینی داشته اند، اختلاف در بهره برداری از منابع آبی محدود بود؛ اما تثبیت مرزهای دو کشور، تقویت فرهنگ یکجانشینی و توسعه شهرها و افزایش جمعیت و گسترش کشاورزی در دو سوی رودخانه اترک، جایگاه هیدروپلیتیک را در روابط و مناسبات سیاسی دو جانبه آنها ارتقاء بخشیده است. کتاب آبی در این باره مینویسد: «بیشتر توجه به طرف اوضاع راه کازرون و بوشهر معطوف بود، در پنجم دسامبر (1911میلادی) در سینهسفید، پنجاه نفر سارقین ممسنی و قشقایی به کاروانی زده، سیزده قاطر و چهارده الاغ و ده بار را بردهاند.

طالقان، از شهرهای زیبا و مناطق ییلاقی و کوهستانی در استان البرز است که بواسطهی جاذبههای طبیعی و تاریخیاش مورد پسند و توجه گردشگران زیادی است. حسینی فسایی در این باره میگوید: «ولیخان، پسر خوبیارخان بکش ممسنی، اغلب به غارت تجار اشتغال دارند و جواهرات زیادی دارند که معتمدالدوله در سال 1251ق از او جواهرات و غنایم را مطالبه میکند. اشکالات زیادی به دلیل کاستی و نقص نسخه ها در آن مشاهده می شود که نیازمند بازنگری مجدد است.

از اصلیترین علتهای این اقدام باید به دشمنی ایل قاجار با ایل لر ممسنی، طرح صولتالدوله برای حکومت بر این منطقه و تغییر مسیر تجاری جادۀ شاهی بوشهرشیراز برای بهرهبرداری از منافع اقتصادی آن اشاره کرد. آنها فقط یک فرمانبرداری ظاهری از دولت قاجار دارند و در گذشته، مهمترین پشتیبان شاهزادگان زند بودند. دولت مجبور است در هر شرایطی پادگان نیرومندی در کازرون داشته باشد. مطلب دیگری که تأییدی بر این ماجرا دارد، نزاع ولیخان ممسنی با حسامالدوله، فرزند فرمانفرما، است. ولیخان همیشه با حسامالدوله در نزاع بود.

دیدگاهتان را بنویسید